یا علی مددی ..التماس دعـــــــــــــــــــــا
با سلام خدمت همه ي دوستان گل . نمي دونم چي بگم و يا چي نگم. محيط وبلاگ خيلي بچه بازي شده خيلي . دوست عزيزم جناب مهرداد خان گل و گلاب. داداش غيرتي ساراي عزيز. باورت ميشه همه ي حرفايي كه تو خصوصي برام زده بودي با دنياي فكري من تفاوت داره؟؟؟ شايد برا تو هنوز وبلاگ محيطي باشه كه خيلي مهمه. ولي برا من كه قراره تا يه مدت ديگه كتاب داستان هام زير چاپ بره خيلي خيلي سطحي و بي اهميته. اون پيام رو هم از سر دوست داشتن و نه براي خودشيريني و چرت و پرت هاي وبلاگي براي ساراي خو.دم نوشتم. اين رو خودت بهتر مي دوني زماني كه تو هنوز وارد محيط دوستي با سارا نشده بودي من و ندا و سارا و دنيا و بچه هاي ديگه با هم بوديم. من اينا رو نميگم كه بياي و بخوني و بعدش كامنت بدي كه اله و بله و فلان نه. اصلا. سارا من رو فراموش كرده باشه يا نه مهم نيست. مهم اينه كه من فراموشش نكرئدم و نخواهم كرد. من هم عقده ي اين رو كه چند تا دختر دور و برم باشن ندارم. چون يه نويسنده هستم و اون قدر فكر مهم تر تو سرم دارم كه وقت فكر كردن به اين چيزاي غير مهم نيست. ولي با اين حال هستن كسايي مثل دوست خوبم و خواهر گرانقدرم خانم ... كه ازم خواسته كسي نفهمه كه مي آأ ژيشم و اگه دقت كرده باشي تو كامنتدوني با اسم ). . . ) كامنت ميده و تو خصوصي حرفاشو ميزنه و يا بچه هاي ديگه كه از قديمي ها هستن. منم قصد دارم تا يه مدت ديگه كه برگشتم و مطالب مهم وبلاگم رو توي فلش ام ريختم و كپي كردم ببندم وبلاگ رو و برم. ولي به دوستام سر مي زنم. اون وقت خيال تو هم راحت ميشه و ديگه نمي خواد بياي طومارنامه هايي كه توي فضاي بچه هاي چند ساله۹ هست برام بزني ناراحت نشي خواهشا چون تو رو مث داداشم مي دونستم ولي تو هيچ وقت نخواستي رفاقتمون حفظ بشه و من رو دشمن خودت دونستي مهم نيست. ولي براي اين كه بهت ثابت كنم برام دوست داشتني هستي نشستم و برات نوشتم. براي تو مهرداد خان دوست مهربون و نا شكر من( خنده) . نيشتو ببند كچل بيريخت( گفتم شوخي كنم يه كم بخندي) هنوز كه اخمات توهمه پسر وا كن اون لباي ياست رو. مهرداد داداش گلم من دوستت دارم . اين يه ژسري است به نام پدرام كه براي يك خان پسري به نام مهرداد نوشته. داداشم ما يه يادتيم. به يادمون باش. دوست تو پدرام. ( اين نوشته ها نه حوصله ي چاپلوسي داشته و نه نيازي به چاپلوسي داره فقط خواستم بگم مهرداد جان من و تو يه پسريم كه مي تونيم همديگه رو بفهميم نه؟؟ خيلي ماهي بوس ) در بارانی ترین نگاه شرجی افکرت کات می خورد سکندری های بی گاه دل پر تشویش آدم ها. و تصویر گر خاطرات پاییزی است بهار نازک اندیش نگاهت. به تو می اندیشم تویی که طعم نگاهت نیلوفری است. تویی که آسمان چشم هایت صاف و زلال است. تویی که مات نگاهت مانده است هزار دل بی تاب. آرزو کردنت آرزوی همه ی پرستوهاست. پرستوهای مهاجر شب گرد قلندر . و تو ای تمام بهانه های آدم ها سیب سرخ چشم هایت. نشانی از خوش سلیقگی ما آدم هاست. که طعم می دهد اقاقی های ارغوانی رنگ را. پشت نقاب مهربانی هات. ای تمام مهربانی . آرامش طلوع نهانی. منتهای آرزوهای منی. با نسیم خنک عشق سلامت می کنم. سلامت می کنم. و نور باران می کنم تقطیع همه نا مهربانی ها را. از خورشید چشم های پر از تلالو مهربانی هات. افسانه های شوم رنگ می بازند . پشت خاطرات با تو بودن و از تو عشق دمیدن ما. ای منهای آروزهای من دوست می دارمت. دوست می دارمت. میانه دل نوشت های ِ افکارم را که دنبال می کنم گیج گاهم کمی درد می گیرد از این وراجی های ِ یا مفت آدم هایِ از خود راضی که لیوان پر لیوان را می ریزند بر سر تا یخ بزنیم. دیروزهای ِمن با امروز های ِ تو جور در نمی آید. دلیلش هم پاک واضح و مبرهن است انگار. تو مکتشف زمانه ی منی و من مکتشف زمانه ی مردم. من را تو بخواه ؛ و مرا همین تو خواستنم کافی است. لیوان های حادثه مثل همیشه خالی است. نه پر است که حس کنی امید داری و نه خالی است که حس کنی داری می میری. این بار نصیحت زاهد را لبیک می گوییم و در می فروشی ملکشاهی بی عقلان جرعه ای می نوشیم و آن وقت که هنگام ریا شد نیت به خلوص می کنیم تا مبادا کسانی که دور و برمان هستند حس کنند بوی لا مذهبی ها را می دهیم. بهشت هم ارزانی آن هایی که به عشق پای در رکاب باده نوشان بی هویت می گذارند. مِی های ما این بار بوی ارذل ِ چپ دست جماعت یاوه گو صفت خواهد داد. بنوش که به قول آن پیر طریق می گفت: بنوش و خموش ، که کارگاه عقش بازی است این خلوت گه دل. سلام . خوبین؟؟؟ من برگشتم خبرای تو زیاده ولی یواشکی می آم تا ببینم دوستام منو یادشون هست من رو یا نه! دوست دار همه دوست داشتنی های دوستان گل و گلاب و چاکر همه با مرام های روزگارم هستیم. یا علی مدد. زیر بارون خدا نشستمو شیشه عمر دلو شکستمو پنجره خاطره هامو بستمو توی آغوش خدا رها شدم میون شقایقا پل زدمو بعد رو لبخند ملیحش گل زدمو بعد توی چشمای خدا زل زدمو بعد و نشستم ، محو خود خدا شدم. ساده باش و تازه تر شو از نگاهم ساده تر شو از دو چشم دل فریبت گفت ُ بحث دل.غریبت دست بردار و مثل ما باش تا به کی فکر فریبی یا که پنداری عجیبی یاوه بافیهات مَنی چند؟ به کجا هستی بند؟!!! با توام شیطان ذلیل مُرده تو که داری شیشه خورده* برو آدم شو پست پلید نامرد تر از تو زمانه ندید روزگارم خاکستری کردی پر غصه پر غم.پر دردی -------------------------------------------------------------- توضیح نوشت: *منظور از شیشه خورده همون خورده شیشه است که به دلیل وزن شعری اینجوری شد. راستی شعر هم از خودمه.بای گل گلدون پر نازه از نیمه رد شدیم رفتیم تو سرازیری ماهت اوس کریم. امسال که به من یکی لطفی نداشت خودت که بهتر می دونی چی میگم . گفتنی ها نگفتنیه و شنیدنی ها نشنیدنی. فقط می خوام بگم کرمت رو شکر. یا حق. یاعلی مدد. سلام.حال نوشتن ندارم. فقط گفتم بیام بگم هنوز زندم و دارم زندگی می کنم. کتاب خاطرات ::"""""دا::""""" رو تموم کردم..... خیلی قشنگ بود سفارش می کنم بخونیتش...شیمون نمیشین. دل و دماغ نوتن ندارم. به تنها چیزی که فکر می کنم. اینه که افطار بشه تا یه شکم سیر شربت خنک بخورم. ته نوشت: اوس کریم.خودمونی بگم؟؟؟ امسال خوش نگذشت.شایدم سال من نبود. سلام لوتی.خوبی با معرفت..... کرمت رو شکر سالار. دیدم همه باهات یه جورایی حال می کنن گفتیم مام بیایم در خونت لُنگ بندازیم و بگیم مام هستیم. اوستا کریم... حوصله حرفای تکراری رو ندارم هر چند قربونت برم این قده تکراری های منو دیدی و خسته نشدی که خودم شدم و روم نمیشه بگم. اوستا کریم ماه ماه تو صاحب خونه تویی. منم بنده ناچیز تو... اوستا کریم روز اول رو بذار خودمونی بگم خیلی دلم برات تنگ شده برا مهربونی هات خودمونی هات گفتنی هات شنیدنی هات .... بغل کردن هات..بوسیدنات....گوش مالی هات.... چی کار کنیم دیگه مگه نگفتی تا آخر این سفر همرهتم؟؟؟ هان؟؟؟ اوستا کریم...خیلی حرفا رو نمیشه گفت و شنُفت.... فقط میشه نشست و نگاه کرد.....اوستا کریم.... من که حوصله پارچه خواری ندارم ...گفته باشم..... به خونه دلمون اومدی ...خوش اومدی..... اوستا کریم......همه روز ها از من بود ...همه ماه ها از من بود.... این روز ها و شباش.....همه اش مال تو..... دیدی چقد بخشنده شدم اوستا کریم؟؟؟!!!! دیدی چقدر مهربون شدم اوستا کریم؟؟؟؟؟ خودمم؟؟؟ می دونم نوکرتم... خرتم اوستا کریم... دربون ماه رمضونتم اوستا کریم..... یا حق مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــددیـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
![]()
سبز و ساده بی ریا باش
رو لباش پر نیازه
روی گلبرگای زیباش
و چشای دل.فریباش
پر پروانه گذر کرد
از سلام خود حذر کرد
رو غرورش پا گذاشتُ
عشوه هاش رو جا گذاشت ُ
و هنوزم که هنوزه
نرخ دلبری به روزه
---
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |










